گفتگوي ويژه نامه 69 اجلاس شوراي مركزي دانشگاه آزاد اسلامي با آيت الله هاشمي رفسنجاني
o در دو سال اخير توسعه شركتهاي دانش بنيان و تجاريسازي علم در دانشگاه آزاد اسلامي اهميت ويژهاي يافته است. حضرتعالي هم هميشه بر توسعه شركتهاي دانش بنيان، خصوصاً در زمينه شيرينسازي آب، توسعه علم پزشكي و ساير اقداماتي كه براي استقلال كشور ضروري است، تأكيد ويژهاي داريد. چه برنامههاي كلاني در اين خصوص از سوي هيأت مؤسس به مديريت دانشگاه ارائه شده و به نظر جنابعالي افزايش تكيه دانشگاه آزاد اسلامي به درآمد شركتهاي دانش بنيان و كاهش اتكا به شهريه در سياست گذاريهاي كلان و افق توسعهاي اين مجموعه چه نقشي خواهد داشت؟
بسم الله الرحمن الرحيم، توسعه شركتهاي دانش بنيان و اصولاً توجه به پايههاي علمي در برنامههاي كشور، اگرچه ريشه در فرهنگ و اهداف انقلاب اسلامي دارد، اما به شكل ويژه پس از تصويب سند چشمانداز 20 ساله كشور به صورت جدي مورد توجه مراكز علمي و دانشگاهي قرار گرفت كه بر محور دانايي بود و شرايط تحقق اهداف آن به گونهاي است كه جز با گسترش و تعميق دانش امكانپذير نيست.
معلوم است كه در چنين شرايط و با چنين سندي، مراكز علمي نقش اساسي دارند و دانشگاه آزاد اسلامي نيز به عنوان يك مجموعه دانشگاهي كه گستره آن سراسر كشور است، نميتواند جداي از اين مقوله باشد. به همين خاطر در سياستگذاريهاي هيأت مؤسس و هيأت امنا بر تقويت بنيان علمي دانشگاه تأكيد و براي آن برنامههاي راهبردي تهيه شد كه متأسفانه در يك دره شاهد فترت آن بوديم.
پس از برگشت حركت دانشگاه آزاد اسلامي در مسير ترقي و پيشرفت كشور، آن برنامههاي علمي و پژوهشي با دو هدف كمك به پايههاي علمي كشور و تجاريسازي علم مورد توجه جدي قرار گرفت كه توجه به مسئله آب به عنوان مشكل آينده كشور و تقويت پايههاي علوم پزشكي كه نياز امروز و آينده جامعه است، در قالب چند پروژه مهم در رأس برنامهها قرار گرفت و براي بيان جزئيات كارها هم نيازمند فرصت و پرهيز از هياهوي رسانهاي هستيم تا دانشمندان جوان ايران اسلامي برگههاي ديگري بر كتاب قطور افتخارات دانشگاه آزاد اسلامي و جمهوري اسلامي بيفزايند.
همين الان دانشگاه آزاد اسلامي با دانشمندان خود براي تحقق عملياتي دو پروژه توليد انرژي از جوش و گداخت هستهاي و توليد برق از زبالهها وارد شده كه وقتي اولين نتايج را به دست آورديم، حتماً جامعه ما آگاه ميشود.
مسئله مهم در اينجا اين است كه بسياري از اختراعات اساتيد و دانشجويان كه معمولاً پس از آزمايش راكد مانده و ميماند و انگيزه تحقيق را از محققين ميگيرد كه با تجاريسازي آنها هم انگيزهها تقويت ميشود و هم گام بزرگي در توسعه كشور و مصداق خوبي براي توسعه دانش محور است.
o آيا گسترش زيرساختها و گستره نفوذ دانشگاه آزاد اسلامي در داخل ايران و همچنين حضور برخي واحدها در كشورهاي ديگر جزو اهداف اوليه مؤسسان دانشگاه آزاد اسلامي بود، حضور دانشگاه آزاد به خصوص در كشورهاي همسايه چه نقشي در اجراي برنامههاي علي و فرهنگي جمهور اسلامي ايران خواهد داشت؟ به نظر جنابعالي آيا در زمينه اين گسترش، نياز به پيگيري سياستي ويژه است يا رويكردهاي كنوني را كافي ميدانيد؟
اگر بخواهم بر وجه تمثيل به اين سؤال شما جواب بدهم، بايد بگويم هيأت مؤسس در شرايطي كه كل دانشجويان كشور 150 هزار نفر بودند و انبوهي از جوانان پشت كنكور ميماندند و در سرماي فضاي علمي كشور مأيوس ميشدند، به دنبال طرحي رفت كه ظرفيتهاي علمي كشور را احيا نمايد و به جوانان نااميد از تحصيلات دانشگاهي گرماي اميدواري ببخشد. خورشيد وجود دانشگاه آزاد اسلامي با حمايتهاي مادي و معنوي امام كه ذكاوتهاي بينظيري داشتند، طلوع كرد. حال براساس همان تمثيلي كه گفتم، آيا ميتوان خورشيدي را كه در آسمان طلوع كرد، مختص يك منطقه جغرافيايي كرد؟! ضمن اينكه از همان نخستين روزهاي شروع كار دانشگاه ازاد اسلامي و حتي تاكنون مردم اقصي نقاط كشور با اختصاص زمين، احداث دانشگاه را مطالبه و حق خويش ميدانند. پس گسترش زيرساختها و گستره نفوذ در داخل كشور جزو اهداف اوليه هيأت مؤسسان بود، اما اعتراف ميكنيم كه انتظار اين گسترش را نداشتيم. كارمان را در فضاي خالي مدارس و مساجد شروع كرده بوديم و امروزه واحدهاي دانشگاه آزاد جزو بهترين و به روزترين ساختمانهاي هر شهر كشور هستند.
در كشورهاي همسايه و ديگر كشورهاي دنيا هم گسترش دانشگاه براساس اصل نياز و عرضه بوده است. اگر هر يك از كشورهايي كه الان واحدهاي اين دانشگاه را دارند، نميخواستند، امكان احداث و آغاز به كار وجود نداشت. ضمن اينكه در زمان رياست جمهوري و در سفرم به قاره آفريقا چندين كشور مصرانه تقاضا ميكردند كه واحدي در كشورهاي آنها احداث شود.
تأثير گسترش دانشگاه آزاد اسلامي براي اجراي برنامههاي علمي و فرهنگي جمهوري اسلامي نيز از موارد آشكار است. چون قشر دانشگاهي اعم از اساتيد و دانشجويان بيشترين تأثير را در فرهنگ هر جامعهاي دارند. براي گسترش اين حضور در ديگر كشورها هم علاوه بر همكاريهاي دوجانبه، نيازمند برنامه ريزيهاي معقول و منطقي هستيم كه در سياستهاي كلي دانشگاه ديده شده است.
o افق 20 سال آينده دانشگاه آزاد را در چه مسيري ارزيابي ميكنيد و اين چشمانداز چقدر با آرمانهاي نخست دانشگاه آزاد همخواني دارد؟ به نظر جنابعالي مهمترين چالش پيش روي دانشگاه آزاد در سالهاي آينده چه خواهد بود؟
مسير آينده دانشگاه به سوي قلههاي دانش بشري است كه اگرچه در طول تاريخ بشريت، حركت طبيعي مراكز علمي دنيا بود، اما ترسيم دورنماي ايدهآل از انحرافات احتمالي جلوگيري مينمايد. چشم انداز دانشگاه هم در راستاي آرمانهاي اوليه است، اگرچه به خاطر دستاوردهاي اين 33 سال توقعات مردم و دانشمندان از اين دانشگاه بالا رفته است. آن روزها هدف ما جذب جوانان در مقاطع كارداني و كارشناسي بود و امروز هدف همان جوانان رسيدن به مقاطع تحصيلات تكميلي و عالي است.
چالش دانشگاه آزاد اسلامي هم همان مثل معروف است كه «دشمن طاووس آمد پرّ او» منتقدان دانشگاه آزاد اسلامي هم دو گونه هستند، يك گروه براساس دلسوزيهاي علمي و با نگاههاي خاصي كه دارند، انتقاد سازنده ميكنند و اين گروه چون عاقلانه و دلسوزانه انتقاد ميكنند، ميتوان با منطق و استدلال آنها را قانع كرد يا ضعفها را برطرف و نقاط قوت را تقويت كرد. گروه ديگر مغرضين هستند. شما نمونههاي اين گروه را در همين چند سال اخير ديديد. تا زماني كه دولت قبل مشغول تضعيف اموال دانشگاه بود، يا ساكت بودند و يا از پيشرفتهاي خيالي حرف ميزدند و امروز كه دانشگاه به حق در خدمت انقلاب و كشور و آينده علمي آن است، به خاطر اغراض سياسي، مانعتراشي ميكنند. البته اين موانع مانند تكههاي ابر است كه تمام دل خوشي آنها اين است كه براي دقايقي جلوي تابش خورشيد را ميگيرند، اما نميتوانند جلوي تابش كامل آن را بگيرند.
o گسترش تحصيلات تكميلي در دانشگاه آزاد اسلامي در برنامههاي كلان دانشگاه جايگاه ويژهاي دارد. به نظر شما مسير اين گسترش بايد چه چشماندازي را و تا كجا دنبال كند و در كل دليل مخالفتها با اين حركت بينظير دانشگاه آزاد را در چه ميدانيد؟
گفتم كه تحصيلات تكميلي در سراسر كشور به خاطر نياز است. مگر دانشگاههاي دولتي، اگر داوطلبي نباشد، ميتواند براي مقاطع عاليه برنامه ريزي كنند؟ آنچه كه ما را به عنوان مسئولان دانشگاه آزاد بر اين وا داشت كه براي تحصيلات تكميلي برنامهريزي كنيم. منتقدين در وهله اول از خيل مشتاقان خرده ميگيرند كه چرا ميخواهيد درس بخوانيد؟! شما منطق آنها را در همين مسئله بسنجيد كه با چه توجيهي به جوانان ميگويند كه به تحصيلات دانشگاهي تا مقطع كارشناسي بسنده كنيد. اين نوع مخالفتها را در زمان تأسيس دانشگاه آزاد هم داشتيم.
يادم ميآيد در شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه بحث ميكرديم، بعضي از اعضا صراحتاً ميگفتند سطوح عالي يك متاع لوكس است و نبايد بگذاريم در دسترس همگان باشد. شايد منظور آنان حفظ جايگاه علم بود، اما اين حرف چه تفاوتي با آن حرف خسرو پرويز داشت كه حاضر نميشد بچههاي مردم عادي درس بخوانند؟! همه ميدانند كه ثروتمندان براي تحصيلات فرزندان خود در خارج از كشور امكانات دارند و آن روزها هم داشتند. اما دانشگاه آزاد اسلامي با گسترش سراسري در همه جاي كشور پاي جوانان از خانوادههاي فقير و متوسط را به تحصيلات دانشگاهي باز كرد.
حال تصور كنيد با توجه به وجود خيل عظيم جوانان جوياي تحصيلات عاليه كه امكان جذب همه آنان در دانشگاههاي دولتي نيز وجود ندارد، بايد با معضل بزرگ ماندن پشت سدهاي دانشگاههاي دولتي چه ميكردند؟ اگر از لحاظ مالي امكان تحصيل در خارج از كشور را داشتند كه بايد مبالغ هنگفتي ارز از كشور خارج ميشد. تازه مسائل فرهنگي و جانبي و دوري جوانان و آسيبهاي اجتماعي كه از اين ناحيه متوجه جوانان، خانوادهها و كشور ميشد، نيز بحث مهم ديگري است كه نميتوان از آن اغماض كرد و اگر اين امكان براي جمع زياد ديگري از جوانان نبود، بايد چه ميكردند؟ جواناني سرخورده و نااميد كه صرفاً به دليل نداشتن امكانات مالي نتوانستهاند به تحصيلات عاليه با وجود استعداد و هوش بالا ادامه دهند؟ اين سؤال مهمي است كه منتقدان مغرض بايد به آن جواب دهند اگر دانشگاه آزاد اسلامي نبود، سرنوشت خيل عظيم جوانان مشتاق تحصيل و علم چه ميشد؟ چه ارگان، سازمان يا نهاد آموزشي به مطالبه به حق آنان پاسخ ميگفت؟
دورنماي آن هم نياز كشور و اشتياق جوانان است و چون ايران كشوري متعدد آيندهدار است، مطمئن باشيد دانشگاه آزاد اسلامي جايگاه ويژهاي در كشور خواهد داشت. امروز جوانان تا سطح كارشناسي مشكلي ندارند و بدون كنكور، وارد دانشگاه ميشوند و كرسيهاي خالي هم وجود دارد، اما در مقاطع ارشد و دكترا و فوقتخصصي صف متقاضيان تحصيل طولاني است و كمتر از 20 درصد آنان موفق به ورود ميشوند و دانشگاه آزاد اسلامي پس از حل مشكل كارشناسي، اكنون درصدد رفع محدوديت اين بخش است.
o در سالي كه گذشت گزارش تحقيق و تفحص مجلس از دانشگاه، با رويكردي كاملاً هدفدار قرائت شد. ريشه ناداوري هايي كه در اين گزارش مطرح شده و عدم توجه نويسندگان اين گزارش را نسبت به دستاوردهاي مجموعه دانشگاه آزاد اسلامي در چه ميبينيد؟
در خصوص تعبير شما يعني «ناداوريها» و به تعبير من «منتقدين» بارها گفتم كه هر كس نسبت به اين دانشگاه نگاه سلبي دارد، به اين سؤال پاسخ دهد كه «اگر دانشگاه آزاد اسلامي نبود، سرنوشت اين 5 ميليون فارغالتحصيل و حدود 2 ميليون دانشجوي فعلي چه ميشد؟»
در خصوص عملكرد دانشگاه هم يك بار با ديدگاه انصاف پيشرفت دانشگاه آزاد اسلامي را با دانشگاههاي دولتي مقايسه كنند در حالي كه دانشگاههاي دولتي كه عمري به درازاي تاريخ معاصر ايران دارند، متكي به بودجههاي كلان دولتي هستند و دانشگاه آزاد با شهريهها هم خود را اداره ميكند، هم در سراسر كشور گسترش يافت و هم به دولت ماليات ميدهد.
البته مردم و دانشجويان چون در ميدان هستند و تقريباً هر خانوادهاي در ايران، دانشجوي دانشگاه آزاد دارد، ميدانند كه «دو صد گفته چون نيم كردار نيست.»