استراتژی موازنه سازی های پیرامونی اسراییل
حدود فرضی نقشه ایجاد اسراییل همانگونه که بر روی پرچم آن با دو خط آبی ترسیم شده، از نیل تا فرات همچون خنجری در قلب جغرافیای اسلامی است و لوگویی هم که این روزها بر بازوی دست سربازانش در جنگ غزه نصب کرده، تقریبا تمام قلمروی کشورهای اردن، کویت و لبنان بخشی از صحرای سینای مصر و مناطقی از عربستان و سوریه و عراق به جز منطقه کردستان و بخش کوچکی از ترکیه را دربرمی گیرد؛ اما آنچه باعث شده صفحه جدیدی از نقشه های دور و درازشان نسبت به دیگر مناطق پدیدار شود، اوضاع بعد از ۷ اکتبر و ترور برخی از رهبران حماس و حزب الله و تعرضات به سوریه و لبنان و حملات به جبهه مقاومت است که به خیال آنان تضعیف شده و اکنون وقت وارد آوردن ضربات و اجرای طرح های دیگر است که نقاط پیرامونی را در بر می گیرد.
اصولا توجه به اقلیت ها و مذاهب و قومیت ها با هدف واگرایی سرزمینی، استراتژی این رژیم در تضعیف وتجزیه دیگر کشورهای پیرامونی است که آن را راه حل تًثبیت برتری قدرت خود و هژمون سازی در منطقه می بینند و از هر طریق دنبال اجرایی نمودن آن هستند، این است نقشه ای که علاوه بر ایران حتی برای عربستان و ترکیه نیز ترسیم نموده اند، درمورد ایران طرح فعالسازی گسل های قومی از اولین روزهای وقوع انقلاب اسلامی شر وع و تا به امروز در تحریک و مداخله در حوزه های مرزی و قومی به شدت ادامه یافته که هر بار نیز با هوشیاری مردم شکست خورده است و این روند ادامه دارد.
طی سیاست پیرامونی، جداسازی سرزمین های گریز از مرکز و مناطق قومی و گسل ها از اهداف اسراییل است و می توان این رویکرد را در جداسازی کردستان عراق و کردها و دروزی های سوریه نیز جستجو کرد، جدید ترین اقدام اسراییل در این خصوص این بار در تقابل با ترکیه با اعلام پیمان استراتژیک اسراییل با یونان و قبرس بود که رسما اعلام شد و اظهار نظراتی نیز از طرف هر دو نخست وزیر ترکیه و اسرائیل برعلیه هم برانگیخت، هم زمان اقدام دیگر اسراییل در به رسمیت شناختن بخشی از کشور سومالی تحت عنوان سومالی لند موجب محکومیت جهانی حتی اروپا و دولت های عربی وآفریقا گردید و به نظر می رسد زنجیره این اقدامات هم چنان ادامه یابد و یمن و اتیوپی هم در بر گیرد تا در شاخ آفریقا نیز توسعه طلبی آنان که از سال ها قبل با جداسازی شمال سودان و دو شقه شدن لیبی شروع شده بود، تکمیل گردد.
اسراییل اکنون بدنبال گسترده کردن چتر پیرامونی سرزمین های اطراف خود تا عمق سرزمین های اسلامی و عربی است و برخی دول عربی و اسلامی، حالا ناباورانه سیاست های خصمانه صهیونیسم را در اطراف خود بیش تر از گذشته مشاهده می کنند و شاهد آن هستند که توسعه طلبی صهیونیست ها کم کم به سرزمین های عربی نیز سرایت کرده است.
در واقع تخته نردی که صهیونیست ها در پیش چشم خود نهاده اند، ایجاد کلونی های مینیاتوری با الگوی شطرنجی است که در مرکز آن خود در نقش شاه و وزیر و در پیرامون اسب و سربازانی قرار دارند که بایستی بنده واجیرو در خدمت آنان باشند، و این نهایت استراتژی غرب در خاورمیانه با ایجاد قلعه ای به نام اسراییل است.
بر این اساس، اسراییل در این راستا طرح های خود را در محورهای ذیل دنبال خواهد کرد:
- ایجاد فاصله و اختلاف عمیق در میان کشورهای اسلامی با اجرای گام به گام پیمان ابراهیم علی رغم بروز برخی اختلافات پس از جنگ غزه که آخرین آن هم پیوستن کشور قزاقستان بود.
- یارگیری جدید در مناطق پیرامونی نظیر شرق مدیترانه شاخ آفریقا و شمال مناطق اشغالی با سقوط دولت اسد و تضعیف حماس و حزب الله،
- حرکت به سمت مرزهای فراسرزمینی جبهه مقاومت و حساس کردن دولت های پیرامونی نظیر ترکیه، عراق، و عربستان و حتی مصر با جبهه بندی های جدید.
- تلاش درجهت همراه سازی ترامپ به منظور ایجاد قدرت مسلط و هژمونیک خود با برتری کلی در حوزه های نظامی، تکنولوژیک وقدرت برتر هوایی و آفندی در سرتاسر خاورمیانه.
راهکار مقابله با توسعه طلبی های مرزی وارضی جدید اسراییل ادامه حمایت از آرمان فلسطین و ایجاد جبهه مقابله با تجاوزات اسراییل متشکل از تمامی کشورهای عربی و اسلامی با انعقاد پیمان اتحاد جمعی است تا اسراییل را از ادامه این تجاوزات بازداشته و سرجای خود نشاند چیزی که به نظر می رسد کم کم کشورهای عربستان و مصر و ترکیه و پاکستان در حال متقاعد شدن به آن می باشند.
امروز بیش از هر زمان، کشورهای عربی به این درک و باور رسیده اند که شعارهای گذشته ایران اسلامی مبنی بر خطر عظیم رژیم اشغالگر قدس برای مسلمانان و اعراب جدی است و دشمنی صهیونیسم در واقع نه تنها با فلسطین و جبهه مقاومت بلکه باعموم مسلمانان و کشورهای منطقه است.
اکنون با اسناد منتشره معلوم گردیده که اگر حتی حادثه ۷ اکتبر هم نبود، اسراییل سالها قبل طرح حمله به غزه و کرانه غربی را آماده و منتظر فرصت بود تا این دو نقطه باقی مانده از سرزمین فلسطین را نیز به دامنه تجاوزات خود بیافزاید و سپس دیگر طرح های خود را پس از آن دنبال کند.
آمریکا و اسرائیل و دیگران امروز عریان تر از همیشه دنبال تحقق مطلق منفعت و توسعه طلبی نظامی و اقتصادی خود در جهان اند و نمونه اوکراین و غزه نشان دهنده عمق بیرحمی و بی صداقتی آنان در زیر پا گذاشتن همه مقررات بین المللی و وعده و وعیدهای گذشته و آینده خود در حق دیگران است و اگر امروز دولت های اسلامی آن را نفهمند، دیگر دیر خواهد بود.
تشکیل اتحادیه منطقه ای از کشورهای همسایه در برابر اسراییل که سال ها مورد دعوت جمهوری اسلامی بوده است، اکنون از هر زمان دیگر ضرورت آن را برای مقابله با ادامه تجاوزات اسراییل به کشورهای اسلامی آشکار می سازد.
۱۱/ ۱۰/ ۱۴۰۴