بازیابی مولفه های قدرت ایران
شاید بتوان گفت که ایرانیان، بیش از دیگر ملت ها در طول تاریخ مورد بغض و هدف طمع و تجاوز دشمنان و بیگانگان قرار گرفته اند، از همسایگان و کشورهای مجاور تا رقیبان قدرت سیاسی و نظامی خود در چهار گوشه دنیا . لذا برحذر بودن از کید دشمن، حتی در سخن ها و حکایات و دعاهایی از گذشته تا به امروز نمود یافته است، چنانچه منقول است: خداوندا؛ این سرزمین را از آفت سه دیو دروغ، قحطی و دشمن، در امان بدار. راستی چرا؟
برخی در یک تحلیل کلان از عنوان تنهایی استراتژیک ایران استفاده کرده و با درشت نمایی برخی عوامل، سعی در توجیه این وضعیت نموده اند که البته خیلی درست نمی نماید چراکه حقایق دیگری نیز هست که نادیده گرفته شده است. دلایل مهمی می توان برای آن بر شمرد، از وجود نعمات، معادن و ثروت های مادی و معنوی تا قدرت نمایی برخی شاهان و حاکمان در گذشته این سرزمین؛ اما این کلیات خود نیاز به جزئیات و بررسی های بیشتری دارد که بازشناسی آن، موجب بازیابی مولفه های قدرت ایران در آینده خواهد شد.
شناخت عوامل و مولفه های این جایگاه برای رفع آسیب ها و استفاده از توانمندی ها در راستای اهداف و مقاصد فردا ضروری و بایسته است، چرا که برخی دشمنی ها امروز به فزونی گراییده و قدرتهای سیاسی و رسانه ای دنیا، هم اکنون عریان تر از گذشته مشغول اظهار و اقدام به دشمنی با ملت بزرگ ایران گردیده اند آنچنانکه شاید دوره اخیر در شدت و عمق بخشی به این دشمنی ها به منظور تفرقه و تجزیه این سرزمین خداباور، از هر لحاظ حساس و سرنوشت ساز باشد.
کشور و ملت با عظمت ایران، واجد برخی ویژگی ها و برخوردار از پتانسیل و توانمندی ها به صورت طبیعی و انسانی است که این روزها می طلبد بیشتر از گذشته مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد و نقاط قوت و ضعف آن در فضایی عاقلانه و هوشمندانه، شناسایی شده و از این رهگذر ساز و کار مقابله و آمادگی های لازم در برابر توطئه های جدید دشمن فراهم گردد.
در این مقال، به برخی گزاره های مهم به عنوان مولفه های قدرت ایران به صورت گذرا اشاره می شود:
1. معنویت و شخصیت هویت بخش ملت ایران.
از میان همه مولفه های قدرت بلاشک شاخص "ملت ایران" در لفظ و معنا ، خود هویتی مستقل و سترگ است. شاید علت آنکه در میان عجایب هفتگانه دنیا نشانی از مظاهر معماری و تاریخی ایرانیان نیست، تمایز و ارزش معنوی ملی ایرانیان در مقایسه با دیگران باشد که با مظاهر مادی و معماری شناخته نشده و خود ملت ایران را در زمره عجایب هفتگانه قرار می دهند. این جمله "چرچیل" معروف است که گفته است: اگر آلمان نابود شود قدرت از بین می رود، اگر انگلیس بمیرد سیاست مرده است، اگر فرانسه بمیرد هنر مرده است، اگر عربستان بمیردخشونت مرده است و اما اگر ایران بمیرد تمدن مرده است. از این دست جملات ارزشمندی از سوی بزرگان حکمت و سیاست در خصوص جایگاه بارز هویتی ایرانیان بیان شده تا آنجا که در قرن اخیر، "حضرت امام خمینی(ره) "مردم ایران را برتر از امت عهد رسول الله نامیدند و مسئولان کشور را به توجه به آنان به عنوان ولی نعمت خود تذکر و انزار دادند و در جنگ ۱۲ روزه اخیر نیز غفلت دشمن از این وجه از شخصیت مردم ایران بود که به باخت سنگین و کمر شکن آمریکا و اسراییل به خاطر هیچ انگاری نقش مردم در دفاع از هویت و آرمان های خود انجامید. بنابراین خود مردم ایران به عنوان یک عنصرهویتی مستقل از سایر ارزش ها دارای ارزش ها و منزلتی است که لازم است تقویت وحفظ وحراست از آن در تدوین سیاست ها و برنامه های دولت مردان بیش از گذشته مد نظر قرارگیرد.
اصولا تقویت عنصرهویت ایرانی و میهن دوستی ایرانیان بایستی در صدر اهداف و برنامه ها باشد و اقدامات حول محور ایران، ارزشهای تمدنی، غنای تاریخی و فرهنگی آن شکل گیرد ، چراکه به فرموده "شهید مطهری " این دو (اسلام-ایران) بر هم دیگر تاثیرات و خدمات متقابلی داشته و پویایی کنونی را رقم زده اند، با اینحال شوربختانه اقدامات کنونی بسیار ضعیف و ناکارآمد ارزیابی می شود و دستگاه های مربوط تاکنون برنامه و توان انجام آن را نداشته و یا انگیزه ها کفایت لازم را نداشته که در هر دو صورت کم کاری و ضعف برنامه ریزی و اجرایی دستگاه های مسئول در این حوزه در کوتاه مدت و بلند مدت مشهود است واین نقیصه بایستی برطرف گردد .
2. وحدت درعین کثرت و کثرت درعین وحدت.
انسجام و وحدت همه اقوام واقشار ایرانی، موجب استواری و ماندگاری این کشور در طول تاریخ بوده و رمز ماندگاری ایران درطوفان بحران ها و حوادث نیز همین است ، چرا که اگر به این کشور ضربه ای هم وارد شده، ناشی از عدم انسجام و وحدت کلمه بوده است. اصلا "انگاره وحدت در عین کثرت"، به عنوان یک حقیقت از اصول" فلسفه صدرایی" است که بیانگر نشات گرفتن همه چیز از یک حقیقت در جهان است و آن اصل وحدت و وجود خداست که اولین بار ایرانیان درتاریخ آن را مطرح نموده اند. این موضوع بعدا در تعاملات فرهنگی، قومی، ملی نیز سرایت پیدا کرده و در مجموع انسجام و اتحاد کاملی را در قواره یک ملت باز تولید می کند، نمونه آن وضعیت جغرافیایی و تاریخی اکنون است که با وجود همه اقوام، اقلیت ها، لهجه ها و... در قالب یک جغرافیا به عنوان کشور ایران از گذشته به عنوان ممالک محروسه و تا به امروز تحت عنوان جمهوری اسلامی بروز و ظهور یافته است و این همان نقطه قوت و آن چیزی است که از چشم بیگانگان و دشمنانش نیز به دور نمانده وبرنامه های گسترده ای را برای تغییر و تضغیف آن تدارک دیده اند.
در این میان ، انگلیس و شوروی سابق بیش از دیگران در پراکندگی این تاریخ وجغرافیا و ضربه زدن به این اصل اساسی وحدت بخش، فتنه و دسیسه کرده و بخش ها و اقوامی را از مام میهن جدا کرده اند ونگاهی به نقشه وحدود گذشته واکنون ایران عمق این فاجعه را نشان می دهد . اما همین جغرافیای باقیمانده، نموداری از اقتدار کشوری است که با همه این تجاوزات و دست درازی ها همدلانه و یکپارچه بر روی پای خود استوار ایستاده است وبرای همیشه نیز وحدت کلمه که" امام و رهبری" بر آن تاکید داشتند و توصیه و سفارش شهیدان نیز بوده است، می تواند در نقش عامل قدرت بخش و منسجم کننده، کشور را در برابر طوفان حوادث حفظ و حراست و نگهداری نماید.
در این سال ها بیشترین هزینه ای که غربی ها برای شکستن سد مقاومت این ملت مصروف کرده اند، تبلیغات اغواگرایانه جهت واگرایی این ملت در همین جهت بوده است که تا به امروز کارگر نیفتاده است و ازین پس نیز با درایت مسئولان و هوشیاری مردم موثر نخواهد بود، به شرط اینکه خیر عمومی و منافع ملی همواره نقطه نهایی اهداف و آرمان کشور در سایه "اتحاد مقدس" و پولادین مردم و مسولین نظام باشد.
3. ارزش های تاریخی وتمدنی ایران.
جایگاه تاریخی و تمدنی ایران به خاطر عناصر تشکیل دهنده آن در میان همه کشورهای جهان یگانه و منحصر به فرد است، چنانچه اندیشمندان بزرگی چونان "ابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا " و... موجب فخر ایران درجهان شده اند، این مهم است که در میان ۱۰ سخنور وشاعر شناخته شده ومنتخب جهان ۵ نفر آنان از ایران هستند و بزرگانی چون "خیام، عطار، مولانا" و همچنین دانشمندانی چون" رازی، خواجه نصیر" و... بر تارک جهانی فرهنگ و تمدن بشر می درخشند. به گفته "گزنفون" : فلسفه از ایران به یونان رسیده است و معروف است که" هگل "گفته است: برای اولین بار معنویت از طریق ایرانی ها وارد تاریخ شد. لذا هیچ منصفی نمی تواند قدر و منزلت ایرانیان را انکار نماید و همین امروز هم ایران در میان ۵ تا ۱۰ تای اولین ها و برترین های علمی، بهره هوشی، تکنولوژی، اجتماعی و... درهمه رقابت ها و مسابقات جهانی است. اینها ست که ارزش های این ملت را دو چندان می نماید و شایسته است در تعاملات و ارتباطات بین المللی، این موارد از منظر مسئولین نادیده گرفته نشود و در ارتقا و توسعه آن نیز بهره گیری و استفاده گردد.
نکته ای که نباید در اینجا فراموش شود این است که ، که طی قرون گذشته بخش های بزرگی از سرزمین اصلی دور افتاده و ایران تاریخی و فرهنگی، امروز در محدودیت هایی از لحاظ دسترسی به هویت گذشته خود قرار گرفته که حضور سیاسی،اقتصادی و نفوذ معنوی، فرهنگی ایران دراین سرزمین ها نباید از منظر دولت مردان، دورماندو به دست فراموشی سپرده شود. از کناره های هند و چین در شرق، تا کرانه های سیحون وجیحون در شمال و سواحل خلیج فارس در جنوب تا مرز های تاریخی ایران در کردستان و عراق همه دنباله های جدا شده از ایران بزرگ فرهنگی و تاریخی اند که نگاه و ارتباط جدیدی برای پویایی و همبستگی نزدیک تربا آنان میطلبد تا گذشته پرافتخار آن زنده و احیا شود واین وظیفه وماموریتی است که در دوران پیچیده وحساس امروز و فردا بایستی به جد در دستور کار سیاست گذاران فرهنگی و دیپلماسی خارجی کشور قرار گیرد .
- 4. موقعیت ژئوپولیتیک و استراتژیک.
کشورایران از منظر جغرافیایی و سوق الجیشی و به خاطر شرایط بحری، بری و واقع شدن بر سر چهار راه جهانی و گهواره تمدن در مشرق زمین از موقعیت خاصی برخوردار است. چنانچه "مکیندر" استراتژیست برجسته در نظریه" هارتلند" ، آن را جزیره جهانی و قلب جهان می نامد که مهمترین نقطه آن نیز کشور ایران در مرکزیت آن واقع شده است. از لحاظ ساختار حاکمیتی و شاخص های تشکیل دولت، ملت نیز نظر "کاپلان" این است که ایران یک کشور واقعی و به عنوان مثال عربستان یک کشور ساختگی است. لذا می توان از این نظر به قول معروف" آیزنهاور" استناد کرد که گفته است: گمان نمی کنم برروی نقشه دنیا کشوری مهمتر از ایران وجود داشته باشد، ایران هم نفت دارد و هم سرچهارراه جهان واقع شده است. با همه اینها در سال های پس از انقلاب و پیروزی های چشمگیر ایران ملاحظه می شود برخی قدرتهای منطقه ای و جهانی با توهم ضعیف شدن جمهوری اسلامی دنبال کاستن از نقش و اهمیت آن در نقاط پیرامونی و پهنه جهانی شده اند و سعی دارند علاوه بر تشدید تحریم ها، در طراحی خطوط مواصلاتی جدید و افتتاح کریدورهای تجاری، این حق طبیعی و خدادادی ایران را نادیده بگیرند که آخرین آن بحث کریدور موهوم " زنگزور یا سیونیک" است که متاسفانه دو کشور منطقه یعنی باکو و ترکیه بدنبال بازکردن جای پای ناتو و دیگر بیگانگان در منطقه اند که البته ایران با یا بدون روسیه از آن به سادگی نخواهد و نباید بگذرد وهم اکنون نیز طرح ها وبدیل هایی با همکاری طرف های مقابل از جمله کشورارمنستان در جریان است.
موقعیت راهبردی وبرخی جنبه ها وپهنه های طبیعی ایران نظیر: وجود تنگه هرمز، جایگاه ویژه در غرب آسیا، معادن غنی نفت وگاز و هیدرو کربن ها، اتصال دهنده جغرافیایی سه قاره، واقع شدن در گرانیگاه اصلی تبادلات و کریدورهای مهم جهانی و......از مشخصات واختصاصاتی است که موقعیت این کشور را از هر لحاظ ممتاز می نماید و بجاست که در تعاملات آینده با دیپلماسی قوی و ارتباطات چند جانبه ظرفیت های خفته کشور در این حوزه ها شناسایی واحیا شده ومورد استفاده وبهره برداری لازم در جهت احقاق حقوق ومنافع از دست رفته مردم ایران قرار گیرد. در این خصوص از لحاظ بهره گیری از ظرفیت ها و پتانسیل نهفته ، خلا ها و ضعف هایی از گذشته ملاحظه می شود که لازم است با بهره گیری از دیپلماسی عمومی و استفاده از فرصت های جدید نقایص وکاستی های موجود برطرف شود.
5. بلوغ تفکر شیعی و اسلام انقلابی.
اکثر موارد گفته شده از سپیده دم تاریخ این سرزمین به صورت طبیعی و خدادادی جزء لاینفک سرزمین ایران بوده است اما آن چیزی که در دهه های پایانی قرن بیستم بر اهمیت ایران افزود و فصل جدیدی را برای ایران اسلامی رقم زد ظهور" تفکر انقلابی "ناشی از" اندیشه شیعی" بود که البته این جریان در نهایت با همراهی همه اقشار و سایر مذاهب از مبداء اولیه آن در قم تا مرحله پیروزی آن در دهه فجرانقلاب اسلامی ، محقق گردید و تا به امروز ادامه یافته است. به اقرار بزرگان جامعه شناسی غرب نظیر" فوکو، تداسکات چپول" و سیاست مدارانی نظیر "کیسینجر" این انقلاب علاوه بر استقلال، آزادی خواهی و استقرار جمهوری اسلامی بر عظمت و اقتدار سیاسی و نظامی ایران در جهان افزوده است و امروز در مقابله با قدرتهای غربی بدنبال احقاق حقوق طبیعی ملت ایران در همه عرصه ها از حوزه های اقتصادی تا حوزه های هسته ای و علم و فناوری است.
انقلاب اسلامی، نوری بود در ظلمتکده که شعاع گسترده ای از تاریخ معاصر رادر بر گرفت و به همگان روشنی و گرما بخشید که استفاده از این اندیشه وغنای این پتانسیل می تواند درآینده نیز بر عمق راهبردی این تفکر وتوان در نقاط پیرامونی و منطقه ای ایران بدون قصد دخالت وبرتری طلبی که منافاتی با ذات این اتقلاب ندارد، بیافزاید و قدرت و هم افزایی ایجاد نماید .
6. انگاره نفی سلطه بیگانگان.
تاریخ و سرگذشت این سرزمین اعم از جنگ ها و مبارزات، همه حاکی از ظلم ستیزی، سلطه ناپذیری و ناسازگاری با هر گونه ظلم و اجحاف بیگانه توسط این ملت بوده است، به شهادت اسناد ایرانیان هیچگاه سلطه دیگران را نپذیرفته اند و تا پای جان بر این اصل ایستاده و جنگیده اند. تاریخ ایران سرشار از حماسه ها و جنگ آوری مردمان این مرز و بوم بوده که خود موجب فخر و مباهات ملی است. "قاعده نفی سبیل" بر مبنای آیه قرآنی: ولن یجعل الله الکافرین علی المومنین سبیلا (۱۴۱ نساء) از اختصاصات فقه اسلامی و شیعه است که از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی قلمداد می شود و این خود می تواند از عوامل قدرت ایران در مقابله با قدرت های سلطه گر و زورگو تلقی شود. چنانچه برخی اندیشمندان و سیاست مداران، ایران را ابر قدرت واقعی در منطقه غرب آسیا دانسته اند نه کشورهای مینیاتوری وابسته به نظام سلطه که در بهترین حالت، فروشنده رانتی نفت وانرژی ارزان منطقه و کارگزار وابسته سیاست های دیکته شده دیگران شده اند.
در اندیشه رهبران و مسئولان ایران اسلامی ، نفی سلطه یعنی نفی هر گونه دخالت و نفوذ خارجی و همچنین عدم دخالت در امور دیگران که امروز یک اصل حقوقی بین الملل نیز به حساب می آید و ایرانیان از ابتدا درتئوری و سپس در عمل آن را به اجرا درآورده و منادی آن در تاریخ معاصر گردیده اند. سلطه ناپذیری ملت ایران از جریان ملی شدن صنعت نفت و سپس وقوع انقلاب اسلامی تا به امروز در پذیرفتن یا نفی برخی معادلات و دسته بندی های سیاسی وبین المللی موجبات قدرت و اقتدار ملی و منطقه ای ایران را در صحنه های گوناگون به نمایش گذاشته و در آینده نیز راهنما و راهگشا ی مسیر رونق و توسعه کشورمی باشد.
7. فرهنگ مقاومت وایثارو شهادت.
فرهنگ جوهره و خمیر مایه حیاتی و منشاء اعتلای سرمایه های انسانی و معنوی یک کشور است و به بیان" امام خمینی(ره)" : آن چیزی که ملت ها را می سازد، فرهنگ صحیح است. در میان دو حوزه تمدنی غرب و عرب اصطلاح فرهنگ در ادب و تمدن ایرانی نمود و نماد بیشتری دارد و فرهنگ در کنار خرد، همانگونه که هزار سال پیش در شاهنامه حکیم توس بیان شده و در سفرنامه ها حکایت گردیده از شاخصه ها و مشخصه های عنصر ایرانی و تمدن پارسی با همه زوایا و وجوه فاخرآن بوده که موجب فخر ایرانیان نزد جهانیان نیز شده است و جا دارد این شاخصه همچنان پویا و بالنده به حیات تاثیرگذار خود ادامه دهد. در بطن این فرهنگ دو عنصر مقاومت و شهادت است که از بن مایه های دینی و ایمانی برخوردار می باشد و ممزوج این هر سه در قالب "فرهنگ مقاوت و شهادت" ، قدرت خاصی را به کشور ایران به ویژه پس از دوران انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی بخشیده است و ملت ایران را در مواجهه با امپریالیسم غرب و شرق واجد قدرت و منزلتی عظیم در حمایت از آرمان الهی عدالت واستقلال و آزادی خود و دیگر ملت ها نموده است.
عامل شهادت در این میان از آن چنان جایگاهی در این منظومه برخوردار است که مقام معظم رهبری فرموده اند: منشاء قدرت ایران شهدا هستند. بنابراین هیچگاه نباید قدرت مقاومت و گوهر ناب و ارزشمند شهادت در این سرزمین به هر دلیلی ضعیف و ناچیز گردد که این موهبتی بزرگ واز نشانه های عظمت دین مبین و قدرت لایزال ایران اسلامی درعصر معاصر است وامروز در پهنه کارزار محور مقاومت با جبهه مقابل ملاحظه می گردد که قدرت آن بیش از هر عنصر دیگری موجب رعب و وحشت صهیونیسم و دشمنان ایران شده است.
8. شعائر و آرمانهای بزرگ یک ملت.
از اولین روزهای شروع نهضت اسلامی، شعارها یی توام با "شورو شعور انقلابی " نقش اساسی در ادامه مسیر مبارزات مردم ایران داشته اند، شعارهایی که نمادی از آزادی، عدالت، استقلال خواهی، ظلم ستیزی و... بوده اند که بعضی نظیر استقلال سیاسی کشور به نتیجه رسیده آنگونه که امروز قدرتی در بیرون و درون کشور جز مردم ودولت برآمده از آن ، کشور را هدایت نمی کند. بعضی از شعارها نظیر سلطه ناپذیری، مبارزه با امپریالیسم به دیگر جاها نیز سرایت یافته و امروز ملت ایران منادی آزادی قدس شریف از سلطه صهیونیسم و آگاهی بخشی و کمک به دیگر ملت های مستضعف و مظلومان عالم درنفی استعمارخارجی گردیده است. این شعارها علاوه بر ارتقای وجهه برون مرزی انقلاب اسلامی باعث اقتدار ایران و کسب جایگاه سیاسی برتر در برخی سرزمین های اسلامی، نظیر لبنان و عراق ویمن تا آمریکای لاتین نظیر کوبا و ونزوئلا وبرخی کشورهای آفریقایی نظیر نیجریه و حتی آفریقای جنوبی نیز شده است که درصورت ارتقاء و بر نامه ریزی صحیح، می تواند عاملی برای توسعه روابط فرهنگی، سیاسی و رونق تجارت و صدور محصولات ایرانی به این کشورها گردد.
بدیهی است برخی شعارها به تناسب فعالیت دولت های گوناگون در دست یابی به اهداف ضعیف و ناموفق بوده اند که امروزه فضای اقتصادی و معیشتی بخش هایی از جامعه نمونه عینی و عملی آن است و هم اکنون نیاز به اصلاح و بازسازی اینگونه شعارها توام با شور و شعور و اقدامات عملگرایانه در ادامه مسیر کشور احساس می شود. برای استفاده و بهره گیری از مولفه ها و شاخصه های قدرت ایران در شرایط جدید، ساز و کارهایی جدید لازم است تا از نقاط ضعف آن کاسته و بر نقاط قوت آن افزوده گردد، از جمله اینکه:
* در شناخت و بازآرایی مولفه ها و شاخص های قدرت، زنجیره ای از عوامل میراثی، معنوی، سرمایه انسانی و مادی قرار دارند که در عمل مجموعه به هم پیوسته ای از داشته ها و توانمندی ها را تشکیل می دهند.
* باز طراحی و بازبینی سیاست های کلی و برخی اهداف و آرمانها با توجه به شناخت ضرورت ها و پیچیدگی های جهان در حال تغییر، همواره بایستی در دستور کار نهادهای مسئول قرار داشته باشد.
* مولفه های قدرت ایران لازم است همواره توسط حوزه هایی در حاکمیت دائما بررسی و بازخورد گیری شوند تا روند پیشرفت هر مرحله از اقدامات متناسب با اهداف تعیین شده ارزیابی و اندازه گیری شود.
* در هر شرایط ضرورت دارد منافع ملی کشور و اهداف خیر انقلاب اسلامی در تلازم با وضعیت و موقعیت کنونی و آینده کشور در صدر اولویت ها و سیاست های داخلی وخارجی قرار داشته باشد.
* اصل وحدت و منافع ملی کشور، هم چنین اندیشه های امام و رهبری مطابق اقتضائات و اصول قانون اساسی و خواسته های نظام و مردم به گونه ای باشد که با دیگر مولفه های عمومی واختصاصی کشور در تزاحم قرار نگیرند.
* در ارزش گذاری و اولویت بندی برنامه ها و اقدامات حاکمیت و دولت ، همه مولفه های موثر اعم از دینی، انقلابی، ملی به صورت متوازن و در سطح هم تعریف و به مورد اجرا گذاشته شود.
* رصد دائمی شعارها، آرمان ها، خواسته ها، مطالبات ونیازهای جدید مردم و اقشار جامعه برای ادامه انسجام و واتحاد ملی یک کار اساسی و ضروری است که به عنوان اصل مقدس نباید مورد تردید و خدشه قرار گیرد.
نویسنده: دکتر حبیب الله فتاحی اردکانی
۲۸/ ۵/ ۱۴۰۴